بعد از 18 روز ...........
سلام.
امیدوارم با مدرسه و معلما و امتحانا و ...حالتون خوب باشه
ببخشید که بعد از۱۸روز آپ کردم !!!!!!!!!! واقعا خیلی طولانی بود ولی خب وقت نداشتم روزای زوج ساعت ۲:۳۰و روزای فرد ساعت ۱میام تازه از بعد ماه رمضان شنبه ها ۵:۱۵ تعطیل میشیم ....... آخه من نمی دونم کی ۱۰ ساعت مدرسه س که من دومیش باشم .......؟؟؟ !!!! بعد هر سه تا زنگو امتحان داریم ، فقط روزای یکشنبه و پنجشنبه راحتیم .......
خب بگذریـــــــم می خواستم بدونید که چرا دیر شد ....
امروز چون شبنم خانوم گفته بودن از آقای پورسرخ صحبت کنم هر چی که به ذهنم میرسید گذاشتم
البته بیشترش از مجله ی بیدار مال یک سالو چند ماه پیشه
چون اطلاعاتش از همه چی کامل تر بود + چند تا چیز دیگه.
بیوگرافی
متولد ساعت ۴ صبح روز چهارم تیر ماه ۱۳۵۶ است . او در محله جردن تهران متولد شده و بزرگ شده همانجاست فرزند اول خانواده است. دو خواهر و یک برادر کوچکتر از خود دارد که هر سه نفر انها دانشجو هستند.مادرش معلم زبان است وپدرش بازنشسته شرکت نفت می باشد. مجرد است و به این زودیها قصد ازدواج ندارد. بسیار به کانون خانواده اش می بالد و به خوبی از اعضای خانواده اش یاد می کند. در خانواده پورسرخ همه دارای تحصیلات عالیه هستند. خواهرها و برادر پورسرخ مثل خود او مجرد هستند.
***
دوران کودکی
پوریا در کودکی بسیار شر و شیطان بوده. البته با همه این تفاسیر درسهایش عالی بوده. از بس که درسهایش خوب بود به سادگی وارد دانشگاه شد. او بر خلاف عقیده والدینش رشته تحصیلی اش را خودش انتخاب کرد. علاقه زیاد او نسبت به رشته تحصیلی اش انقدر بود که بعد از گذراندان چند ترم وارد بازار کارشد. حتی بعد از اخذ مدرک کارشناسی ارشد مدتی را برای کار به خارج از کشور رفت و همزمان به تحصیل هم ادامه داد. از انجا که پدرش در شرکت نفت بوده دوران دبستان را در شهرهای مختلف به خصوص شهرهای جنوبی بوده است. در دوران راهنمایی در مدرسه شهید باهنر تهران و دوران دبیرستان را در مدرسه رازی گذرانده است. دوران لیسانسش رادر رشته اصلاح نباتات دانشگاه ازاد شیراز که در اخرین سال تحصیلی رتبه سوم را به دست اورده است. دوران فوق لیسانس را در تهران و رشته فیولوژی گیاهی گذراند که باز هم با رتبه سوم ٬ فارغ التحصیل شد.
***
کیس مناسب برای ازدواج
پوریاپورسرخ به تازگی در حال وارد شدن به دهه سوم زندگی خود است . او هنوز هم مجرد است و به همراه خانواده اش وبرادر وخواهرهایش در جردن زندگی می کند. هنوز برای ازدواج تصمیمی نگرفته ٬ علت اصلی این تصمیم را هم شرایط فعلی مد شده در بین جوانان اعلام می کند. به نظر او در دوره ای مد شده اتومبیل شما چیست؟ منزلتان کجاست؟کجا مسافرت می روید واین سوالها بین دختر و پسرها مد شده ادم به اسودگی نمی تواند کیس مناسب خود را پیدا کند. پوریا می گوید: به محض این که کیس مناسبم را پیدا کنم و از همه جهات ببینم که با هم هماهنگی و تفاهم داریم مطمئن باشید که معطل نخواهم کرد. به نظر او که در محله جردن تهران می نشیند اصلا مرزبندی های شمال شهر و پایین شهر بی معنی است.
***
پشتکار در کار
او قبل از انکه در سریال وفابازی کند٬ همزمان با ورودش به مقطع دکترا پیشنهاد بازی در سریال تلویزیونی فرار بزرگ راپذیرفت و با این کار وارد حرفه بازیگری شد. پوریا به خاطر این که هم درس می خواند و هم کارش را که به رشته تحصیلی اش مربوط بوده را انجام می داد و از سوی دیگر وارد عرصه بازیگری شده بود شبانه روز وقت گذاشت تا بتواند به خوبی از عهده کارهایش بر اید. به قول خودش حتی در ۲۴ ساعت وقت کم می اورد اما پشتکارش واقعا عالی و مثال زدنی بود.
***
شانس بزرگ زندگی
در اواخر سال ۱۳۸۴ پیشنهاد بازی در سریال "وفا " را به سفارش اقای لطیفی پذیرفت. شخصیت ژوبین پناهی انقدر برای او جذاب بود که نتواند نه بگوید. به نظر پوریا سپردن نقش ژوبین به او یکی از شانس های بزرگ زندگی اش بود.به خاطر بازی در سریال وفا چندین ماه درگیر این پروژه بود. حتی دو ماه در لبنان سپری کرد. با پخش سریال وفا زندگی او وارد مرحله تازه ای شد. خیلی زود عکسها وپوسترهای اودر همه جا پخش شد. اسم او یک شبه برسر زبنها افتاد و به اوج رسید. البته این اتفاق فرخنده باعث شد تمام فعالیت های قبل از عیدش مثل تحصیل و کارش مختل شود. البته باید گفت هر که طاووس خواهد جور هندوستان کشد.
***
فقط مهندسی کشاورزی
پوریا شاگرد بسیار درسخوان و زرنگی بوده در سال ۱۳۷۴ یک بار در کنکور تجربی شرکت کرده و قبول شد اما حرف و حدیث ها تازه شروع شد. با ابن که پوریا فوق العاده درسخوان بوده خیلی ها شرکت در کنکور تجربی او را به خاطر ضعف در درس های ریاضی و فیزیک می دانستند. پوریا به اصرار خانواده و به خاطر ثابت کردن ادعاهای دروغ اطرافیان در کنکور ریاضی هم شرکت کرد و برای اثبات شایستگی هایش با امتیاز بالاتر از رشته تحصیلی اش قبول شد. با وجود مخالفت خانواده با رشته تحصیلی اش توانست انها را مجاب کند که با ادامه رشته تحصیلی مورد علاقه اش موافقت کنند. پدر و مادر پوریا به شدت مخالف ادامه تحصیل او در رشته مهندسی کشاورزی بودند.
***
بی انضباط ترین
با وجود درسخوان بودن پوریا به هیچ عنوان بچه ارام و سربه زیری نبوده تا انجا که عالم و ادم را از دست خود عاصی کرده بود اما درسخوان بودن او مانع از برخورد اولیای مدرسه با او می شد. به جز جغرافیا انضباط همه درسهایش در حد عالی بود. پوریا در تمام دوران تحصیلش از جغرافیا گریزان بود به حدی که یک بار مجبور شد با تک ماده قبول شود. با وجود ان که همیشه در درسهایی مثل فیزیک و ریاضی و شیمی و مثلثات ۲۰ می گرفت در دوران دبیرستان رشته تجربی را انتخاب کرد . او در تمام دوران تحصیلی اش از شاگردان ممتاز به شمار می رفت و کمترین نمره های کارنامه اش همان نمره های انضباط بوده که با ارفاق اولیا مدرسه و به خاطر کم نشدن معدلش ۱۷ و ۱۸می شده است.
***
تلاش شبانه روزی
با وجود همزمانی تحصیل و کار و بازیگری پوریا هرگز شانه خالی نکرد.حتی به خاطر ادامه تحصیل دو سال را خارج از کشور و با شرایط مدرن امروزی گذراند. در سال ۱۳۸۲ به تهران بازگشت با وجود کار و تحصیل و موفقیت در مقطع کارشناسی ارشد و پرداختن به شغل بازیگری و فشار کار و تحصیل مردانه ایستاد و با پشتکار شخصی اش زیر فشار درس و هنر مقاومت کرد و توانست از عهده همه موارد به خوبی بر اید. او هیچ وقت حاضر نشد یکی از کار و هنر و تحصیل را کنار بگذارد و به خاطر موفقیت در همه موارد شبانه روز وقت گذاشت.
***
قطار شایعه
با وجود این که زمان زیادی از مطرح شدن پورسرخ در جامعه هنری نمی گذرد شایعات فراوانی از سوی افراد و نشریات مختلف به دنبال او راه افتاده است. او همواره با خونسردی و متانت خاصی با این شایعات برخورد کرد و توانست دهان همه منتقدان و شایعه سازان را ببندد. پورسرخ معتقد است که به دنبال هر کسی که کمی به چشم می اید و مطرح می شود شایعه هست و خواهد بود خواه و ناخواه مردم به این شایعات دامن می زنند. این موضوع هم به نحوه برخورد کسی که شایعه در مورد او ساخته شده بر می گردد٬ البته من کاری با حواشی ندارم اما هر وقت به مطلب یا تیتری بر می خورم که خیلی غلو کرده حتما با ان نشریه تماس می گیرم و با سر دبیرش صحبت می کنم. اما باورکنید اصلا اهل شکایت نیستم مطمئنا اکثر نشریات این شایعات را برای فروش بیشتر تیتر یک می کنند.
***
خداحافظی سینما
از دید او سینما و تلویزیون واقعا بی رحم است. خیلی ها مدت جزو سوپراستارهای سینما بوده اند و بار سینما را به دوش کشیده اند اما حالا با بی مهری مواجه شدندو خدا می داند اخر و عاقبت من چه خواهد شد اما من هر لحظه خودم را برای خداحافظی با سینما و تلویزیون اماده کرده ام و همیشه و هر لحظه که بخواهم می توانم این کار را بکنم. من به این حرفه به عنوان شغل درامدزا نگاه نمی کنم و دلبستگی ام به خاطر علاقه به هنر است نه چیز دیگر. اما به هر حال من برای بهتر شدن کارم در هر زمان تلاش لازم را انجام می دهم.
***
دوستان صمیمی
از دوستان صمیمی اش که نقش به سزایی در زندگی اش ایفا کرده غلامحسن لطیفی است که در سریال فرار بزرگ و به پیشنهاد او ایفاگرنقش فرهاد بود که این اشنایی به همکاری پورسرخ با اقای لطیفی در سریالهای وفا و صاحبدلان انجامید. این دوستی و اشنایی انقدر پیش رفته که حتی در رابطه با مسائل خصوصی زندگی اش پیش از خانواده اش با اقای لطیفی مشورت می کند.
***
بهترین های دنیای فوتبال پوریا
در میان فوتبالیست های تاریخ ایران "ناصر حجازی" اسطوره پوریاپورسرخ است که از نظر او "زمین تا اسمان" با بقیه فرق دارد و بی رقیب در صدر لیست محبوب ترین و بهترین های تاریخ فوتبال ایران ایستاده است."علی پروین" هم به خاطر خدماتی که به عنوان بازیکن٬ کاپیتان و مربی به فوتبال ایران کرده مورد احترام شدید پوریاست و بین بازیکنانی که در حال حاضر شاغل هستند و هنوز بازنشسته نشده اند نیز "علی دایی" را یک سرو گردن بالاتر از بقیه می داند. به عقیده پوریا دایی سمبل و شناسنامه فوتبال ایران در دنیاست و شایستگی و لیاقت جایگاهی که در ان ایستاده را به خوبی داراست. به جز دایی ٬ رضا عنایتی ٬ محمدنوازی و حامد کاویانپور را هم دوست دارد و از سبک بازی و افتخاراتی که برای ایران و باشگاهیان افریده اندخوشش می اید. پوریا بر خلاف بعضی از بازیگران که به خاطر مطرح ماندن در روزنامه ها هر روز با یک بازیکن عکس روی جلد می گیرند و سر تمرین این تیم و ان تیم می روند تا خبر حضورشان در جراید درج شود ٬ فقط با رضا عنایتی رفیق است و او را به خاطر اخلاق و رفتارش در خارج از زمین فوتبال به عنوان دوست قبول کرد. البته پوریا ٬ عنایتی را بهترین مهاجم حال حاضر ایران هم می داند و رکورد دار گلزنی تاریخ لیگ را یکی از پنج مهاجم برتر فوتبال ایران می شناسد.
***
تک کلمه ای ها
محل تولد : جردن
سال تولد : ۱۳۵۶
قد : ۱۸۲
وزن : متغیر بین ۷۵ تا ۸۰
مشخصه : احساساتی
نقطه قوت : پشتکار
نقطه ضعف : عجول
عقل : کل
عشق : دل
ازدواج : مهمترین اتفاق
خانواده : تمام داشته ها
خوشبختی : آرزویی برای همه
عقده : کوچک بودن و عقب ماندن
آرزو : هیچ فقیری نباشد
احساس : خوب نسبت به کودکان و حیوانات
ترس : سرعت
ایمان : حلال مشکلات
مرگ : می ترسم
خاطره : محمد حسین لطیفی
رویا : ارزوی محقق شده
گذشته : پلی برای اینده
آینده : دور برگردان گذشته
خرافات : خنده و شوخی
قول : اخر بد قولی
فال قهوه : هیچی!
فصل : تابستان
ماه : تیر
روز : چهارم
کشور : ایران
شهر : تهران
محله : جردن
دوست : کم دارم و خوبش
سفر : عالی
لباس : بهم بیاد
عطر : لاگرفیلد
رنگ : سیاه ٬ سبز
حیوان : سگ
میوه:هندوانه
پول : چقدر می خواهی ؟
شغل : بیکار
اسم : ایلیا
سیاست : بیشتر از مرگ ازش میترسم!
کتاب : تاریخی
نشریه : زرد!
فیلم : ترس اولیه
سریال : وفا
خواننده : گروه اریان
آهنگساز : علی کهن دیری
نویسنده : پائولو کو ئیلو
شاعر : احمد شاملو
فیلمساز : محمد حسین لطیفی
اولین نقش : فرهاد فرار بزرگ
بهترین نقش : ژوبین پناهی
حالا یه عکس مال یه روزنامه که مربوط به آبان ماه پارسال ، من تازه گیرش آوردم ، عکسشو گذاشتم مصاحبه شم تو آپ بعدی چون امروز خیلی تایپ کردم !
البته ببخشید که کیفیتش خیلی بده .......

=-----=-=-=------------------------------=-=-=----------------------------=-=-=-----=
